تبليغاتX
..:: پسر کریستالی ::..

n3

سعید

n3

http://n3.blogfa.com

..:: پسر کریستالی ::..

..:: پسر کریستالی ::..

..:: پسر کریستالی ::..

مقدس ترين كلمه خداوند ... زيباترين كلمه عشق ... پر احساس ترين كلمه محبت ... پر معني ترين كلمه نگاه ... عالي ترين كلمه دوستي ... تلخ ترين كلمه جدايي ...دردناك ترين كلمه خيانت ... بدترين كلمه تمسخر


management : saeid

ID : crystalboy_08

CRYSTAL BOY

نسل سوم

..:: پسر کریستالی ::..

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لينکهاي سريع
صفحه اول
آرشيو
ايميل
موضوعات





آرشيو مطالب

لينکستان
اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " ..:: پسر کریستالی ::.. " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد.
آرشيو تماس با ما


دو دوست..

دو دوست با پاي پياده از جاده اي در بيابان عبور ميکردند.بين راه سر موضوعي اختلاف پيدا کردند و به مشاجره پرداختند.يکي از آنها از سر خشم؛بر چهره ديگري سيلي زد. دوستي که سيلي خورده بود؛سخت آزرده شد ولي بدون آنکه چيزي بگويد،روي شنهاي بيابان نوشت((امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلي زد.))آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادي رسيدند.تصميم گرفتند قدري آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصي که سيلي خورده بود؛لغزيد و در آب افتاد.نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد.بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت؛ير روي صخره اي سنگي اين جمله را حک کرد:((امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد)) دوستش با تعجب پرسيد:((بعد از آنکه من با سيلي ترا آزردم؛تو آن جمله را روي شنهاي بيابان نوشتي ولي حالا اين جمله را روي تخته سنگ نصب ميکني؟)) ديگري لبخند زد و گفت:((وقتي کسي مارا آزار ميدهد؛بايد روي شنهاي صحرا بنويسيم تا بادهاي بخشش؛آن را پاک کنند ولي وقتي کسي محبتي در حق ما ميکند بايد آن را روي سنگ حک کنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از يادها ببرد.))

ناهید  نظر بدهید!

دکتر و مریض !!

دکتره بعد از معاینه میپرسه «خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد شدی؟»

مریض پاسخ میده: «محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم.

امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم!

 وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! در بالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم.

 وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.

 من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.»

مریض بعدی،

 به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.

دکتر بهش میگه «مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟»

مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود.

 ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.

من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم، شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!»

وقتی مریض سوم میاد

 به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.

دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی.....!!!!»

«خب، راستش من بالای یه یخچال نشسته بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پایین...»

سعید  نظر بدهید!

تفاوت دخترا و پسرا ..

تفاوت دخترا و پسرا ..

 

.در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟

دختر:یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به حدر نره


پسر:
یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال


۲.تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه...

دختر - مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه.

پسر:اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه.
و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی


۳.تو مغازه لباس فروشی...


دختر:دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن.

پسر:لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره


۴.وقتی از یکی بدشون بیاد...

دختر:سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه

پسر:تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه.


۵.وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)...

دختر - می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدیکه خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن.

پسر:با 20 سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل ... بحث میکنن.!!

۶.اگه بعد از مدتی هم رو ببینن...

دختر:تا همدیگرو میبینن یک احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن(انقد که مهربونن)

پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ!

۷.وقتی می رن کتابخونه...

دختر:دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه.

پسر - تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن
 یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه

۸.وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط...


دختر:روزی 5 ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره(ماشالاه هوش دخترا زیاده)

پسر:روزی 29 ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم ( البته به غیر از خودم )


۹.وقتی می خوان ورزش کنن...

دختر:با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن

پسر:خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه!

۱۰.وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن...

دختر -میگه ایول عجب ماشینیه!مبارک صاحبش

پسر:با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه

سعید  نظر بدهید!

نشستن و کار نکردن !!!!

نشستن و کار نکردن !!!!

خرگوش از كلاغی بر سر شاخه پرسید
كه آیا من نیز میتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟
كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه.
خرگوش بنشست بی حركت،
روباهی از ره رسید و خرگوش بخورد.

نتیجه اخلاقی:
لازمه نشستن و كار نكردن بالا نشستن است

سعید  نظر بدهید!

۵۰ سال بعد ، اخبار ساعت ۲۰:۳۰

 

۵۰ سال بعد ، اخبار ساعت ۲۰:۳۰

قيمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ ميليون تومان كاهش به يك ميليارد و چهل ميليون تومان رسيد.


* ايران خودرو: هفتاد و نهمين مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلي تحول زيادي داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتي متر افزايش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ ميليون تومان گران تر است.

* براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت.

* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۶۲.۵% برساند.

* يكصد و شصت و سومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد. در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام كرد عليرغم هشتصد و سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه اميدواريم به زودي بر طرف شود.



* به علت اتمام ذخاير نفت و گاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند.
* يكي از نمايندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وي گفت دولت با تدابير صحيح و اصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنين وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد.

* نيروي انتظامي كرج چند سارق را كه به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي كردند دستگير كرد و ديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* به علت برخي مشكلات و نواقيص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمديد شد.

* قيمت هر كيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد. جالب است بدانيد در ۵۰ سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يك اتومبيل بخرند.

* ۷۰ درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند اين در حاليست كه اين آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبي را نشان مي دهد.

* نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.

* مديرعامل سايپا: با تكيه به دانش بومي تانك و تراكتور پرايد را طراحي كرديم.

* شركت ايرباس، طي شكايتي به سازمان ملل خواستار آزاد سازي هواپيماهايش از دست ايران شد و خاطر نشان كرد كه اين هواپيماها ۷۰ سال پيش از رده خارج شده اند.

برگرفته از كمياب نيوز

سعید  نظر بدهید!

قاب خالی ..

از او که جدا شد، همه قاب های خانه را از عکس های او تهی کرد و تنها پس زمینه ای سفید در میان قاب ها خودنمایی میکرد.
ولی از آن به بعد هرگاه قاب های سفید روی دیوارهای خانه را تماشا می کرد به یاد آن عکسی می افتاد که زمانی باطن قاب ها را زینت داده بود.

پس همه قاب های سفید را از روی دیوار های خانه برداشت و فقط دیوارهای خالی از قاب باقی ماندند.
ولی از آن به بعد هر گاه دیوار های خالی خانه را میدید به یاد قاب های سفیدی می افتاد که زمانی در آن ها عکس های زیبایی از او جلوه گر بود.

پس خانه را کوبید و تنها ویرانه ای از آن باقی ماند.
ولی از آن به بعد هر گاه از کنار ویرانه های خانه می گذشت به یاد دیوار هایی می افتاد که زمانی قاب هایی با پس زمینه سفید که یادگار عکس های او بودند بر روی آن ها قرار داشتند.
.
.
.

وقتی که دید همه اجزای دنیا، نهایتا به خنده های او ختم می شود و زمانی که او نیست بجز رنج و دلتنگی ابدی چاره ای ندارد تصمیم گرفت با دنیا وداع کند.

ولی در آن لحظه ای که مرگ را اختیار می کرد به یاد تمام عمری افتاد که .... در آن خانه ای زندگی میکرد که زمانی بر روی دیوار های خالی آن قاب عکس هایی وجود داشت که روی پس زمینه سفید آن جای عکس کسی بود که لبخند های زیبای او روزی زندگی می بخشید.

سعید  نظر بدهید!

نامه ای به خدا..

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد، متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا . با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم . ? هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن. کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسیدو چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود نامه ای به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند !!!!

ناهید  نظر بدهید!

قورباغه ها

FROGS

قورباغه ها
 
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition.

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند .

 

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

 

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ....

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

 

The race began......

و مسابقه شروع شد ....

 

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .

 

You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :

'Oh, WAY too difficult!!'
'
اوه,عجب کار مشکلی !!'


'They will NEVER make it to the top.'
'
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند

or: 
    یا :

'Not a chance that they will succeed. The tower is too high!'
'
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلنده !'

 

The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

 

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...


The crowd continued to yell,  'It is too difficult!!! No one will make it!'
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'
 
More tiny frogs got tired and gave up.....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...

But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....


This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه !

 

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !


THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

 

It turned out.....
و مشخص شد که ...


That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده !!!
 
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ....   because they take your
most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!


Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
همیشه به قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

Therefore:
پس :


ALWAYS be.....
همیشه ....


POSITIVE!
مثبت فکر کنید !


And above all:
و بالاتر از اون


Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید !


Always think:
و هیشه باور داشته باشید :

God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم


Pass this message on to 5 'tiny frogs'  you care about.
این متن رو به 5 نفر که براتون اهمیت دارند بفرستید .

Give them some motivation!! !

به اون ها کمی امید بدید !!

 

Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints in your heart 
 
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی
دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت

 

*موفق باشی*

                                                                                             +  پریسا  +

 

سعید  نظر بدهید!

زیباترین دختر دنیا!

فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:
- غمگینی؟
- نه.
- مطمئنی؟
- نه.
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن.
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه.
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
- راست می گی؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت
!!

برگرفته از وبلاگ : http://www.parvan1.blogfa.com/

سعید  نظر بدهید!

جراحی !!!

من این حرفا حالیم نیست، فقط میخوام خوشگل بشم، همین و بس !

مکان: مطب یك پزشک
شخصیت ها: دختر خانومی جوان و یک دکتر دارای دکترای افتخاری از دانشگاه هاروارد در رشته جلبک شناسی


دکتر: میدونستید هزینه این عمل چیزی در حدود بودجه یک سال کشور گینه بیسائو هست؟
دخترجوان: بله آقای دکتر بابام بهم قول داده بود اگه کنکور قبول بشم خرج جراحی پلاستیکم رو بده.

دکتر: میخواهید عمل کنید پس؟
دخترجوان: آره دیگه. خوب میدونید مشکلات برای یه دختر دم بخت خیلیه. همش میگن صورتش کجه دماغش درازه چشماش

بقیه ماجرا در ادامه مطلب

سعید  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

روم سیا!

دقت که میکنیم میبینیم که در تربیت ما کوتاهی شده است اساسی...مامانمان بسی ما را لوس

بار آورده اند...بسی بسیار...بعدترش که بزرگ شدیم و داخل اجتماع گشتیم این دوس دخترهای ما

انگار که چه تحفه ای گیرشان آمده باشد هی به لوس کردن ما ادامه دادند تا جایی که گاهی زبان به

شکوه همی گشودندی و گفتندی که انگار جای پسر و دختر عوض شده است در این دوره زمانه...

و این لوسیت در ما نهادینه گشته است...همین...

سعید  نظر بدهید!

آف

یکی از دوستان برام اینو آف گذاشته بود خیلی حال کردم !!

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟!!!خواهرکوچکم این را پرسید!من به اوخندیدم...کمی آزرده وحیرت زده گفت:روی دیوارودرختان دیدم!باز هم خندیدم...گفت:دیروز خودم دیدم مهران پسرهمسایه پنج وارونه به مینو میداد.. آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید.. بغلش کردم وبوسیدم وبا خود گفتم : بعدها وقتی غم سقف کوتاه دلت راخم کرد..بی گمان میفهمی.."پنج وارونه "چه معنا دارد!!!

سعید  نظر بدهید!

تا حالا فکر کردید در 50 سال آینده چه اخباری ممکن است از رادیو و تلویزیون پخش شود ....!!!؟

 

(طنز)

رادیو بی بی سی دیشب در تحلیل خبری خود گفت : در حالی که 20 سال از فروپاشی و تجزیه آمریکا می گذرد معلوم نیست که مردم ایران چرا هنوز مرگ بر آمریکا می گویند .

با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایت هایی که هنوز ف.ی.ل.ت.ر نشده اند به سه عدد رسید .

دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش دهد و آن را از 63% به 59.5% برساند .

قیمت سکه طلا امروز در بازار 60 میلیون تومان کاهش داشت و از یک میلیارد و دویست میلیون تومان به یک میلیارد و صد و چهل میلیون تومان رسید .

به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جدا صرفه جویی نمایند .

رئیس سازمان حمایت از حقوق مردان خواهان نقش و مشارکت بیشتر از سوی مردان در فعالیت های اجتماعی شد وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی را دارد .

نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره ی مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانش برگرداند .

شورای نگهبان تعداد 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد .

برای اولین بار در تاریخ ایران یک اصلاح طلب رئیس صدا و سیما شد .

علی دایی : هنوز تصمیمی برای خداحافظی ندارم .

کنفرانس "بررسی علل عدم محو اسرائیل از صفحه روزگار" با حضور اندیشمندان به زودی برگزار می گردد .

قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید جالب است بدانید در 50 سال پیش مردم با این پول می توانستند یک اتومبیل بخرند .

رئیس جمهور گفت حالا که دیگر 80 سال از انقلاب می گذرد وقت آن رسیده که فکری به حال ازدواج و مسکن جوانان بکنیم .

به علت مکانیزه شدن کلیه کارها و فعالیتها ساعات کاری باز هم کاهش یافت و از 2 ساعت به یک ساعت و چهل دقیقه در روز رسید .

سازمان هواشناسی اعلام کرد به علت شهاب باران آسمان مسیر مریخ-زمین و بر عکس امشب به مدت 24 ساعت مسدود می باشد .

روسای جمهور آلمان و جمهوری اسلامی انگلیس از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند .

امروز صدا و سیما برای اولین بار خبری از آمریکا پخش کرد که مربوط به جرم و جنایت و فساد در آن کشور و تحقیر سیاست مداران امریکایی نبود .

امسال مراسم پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5 ماه افزایش میابد .

60 درصد مردم زیر خط فقر زندگی می کنند این در حالی است که این امار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد .

نیروگاه اتمی بو شهر به زودی به بهره برداری می رسد .

ایران برای جنگ با عراق از فرانسه و آلمان درخواست کمک کرد .

سعید  نظر بدهید!

برداشت آزاد !!

برداشت اول:
_ آقا ببخشيد، ماشين من پنچر شده، مي شه به من كمك كنين؟
_ چرا نمي شه عزيزم؟! درسته من الان يك بيزينس من كار درست مجرد
هستم، اما تخصص اصليم پنچرگيريه فداي شما بشم!

***
برداشت دوم:
_ آقا ببخشيد، ماشين من پنچر شده، در ضمن من نامزد دارم،
مي شه به من كمك كنين؟
بستگی به میزان علاقه ت به نامزدت داره! ببینم، چطورین با هم؟!

***
برداشت سوم:
_ آقا ببخشيد، ماشين من پنچر شده، در ضمن من نامزد دارم.
نامزدمم خیلی دوست دارم. مي شه به من كمك كنين؟
_ خانوم نکنه فک کردین من وقتمو از سر راه آوردم...!

***
راه کار عاقلانه:
 _ آقا ببخشید،از اون جایی که من زن تنهایی هستم و
شما هم ظاهرا آدم خوب و تنهایی! به نظر می آیید و البته
ماشین من پنچر شده که زیاد هم البته این مسائل مهم نیسن!
می تونید کمکم کنید لطفا.
_ معلومه ه ه ه ه ه چرا نتونم!!

***
راه کار غیر عاقلانه:
_ بینم نفله!پنچری ماشینو می گیری یا بدم به جرم مزاحمت
برای نوامیس محترم بندازنت آب خنک خوری؟!!
_ بیشین بینیم باااو!

سعید  نظر بدهید!

چشم ها را باید شست !!!!!!!!

بعضي از پسرها موهايشان را بلند مي‌کنند!

بعضي از دخترها موهايشان را پسرانه کوتاه مي‌کنند!

 

درخيابان:

دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو!

پسر: ايييييييييييش! گمشو!

دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟!

پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي!

 

در مراسم خواستگاري:

دختر: ببينين يکي از شرايط من براي ازدواج با شما اينه که نبايد برين سرکار!

و يکي ديگه از چيزايي که من خيلي روش متعصبم اينه که نبايد موهاتون رو نامحرم ببينه...!

 

در حين زندگي مشترک:

دختر: اي بابا! آقا يه چايي نمي‌دي بخوريم؟!

پسر: دستم بنده!... راستي امروز فري اومده بود اينجا! با جعفر اينا! من کلي خجالت کشيدم! زن فري براش پلاک جواهر خريده...

دختر: آقا جون ندارررررررررررم! چي کار کنم؟! از ديوار مردم برم بالا؟!

پسر: آخه من تا کي بايد بشورم و بسابم و بپزم...

دختر:......!

سعید  نظر بدهید!

دوست واقعی

True friends are like mornings, you can't have them whole day, but you can be sure they will be there when you wake up tomorrow, next year and for ever,

دوست حقیقی مثل صبح میمونه

نمی تونی تمام روز اون رو با خودت داشته باشی

ولی می تونی مطمئن باشی که صبح روز بعد همراهته

حتی سال بعد

حتی سال ها بعد

حتی برای همیشه

سعید  نظر بدهید!

عشق دروغین !

زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت..

سعید  نظر بدهید!

3 پیر مرد

سه پیرمرد

خانمی ۳ پير مرد جلوی درب خانه اش ديد.

- شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستيد بفرماييد داخل.

+ اگر همسرتان خانه نيستند، می ايستيم تا ايشان بيايند.

همسرش بعد از شنيدن ماجرا گفت: برو داخل دعوتشان کن.

بعد از دعوت يکی از آنها گفت: ما هر ۳ با هم وارد نمی شويم.

خانم پرسيد چرا؟

يکی از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن يکی موفقيت و ديگری عشق است. حال با همسرتان تصميم بگيريد کداممان وارد خانه شود.

بعد از شنيدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن. شايد خانمان کمی بارونق شود.

همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقيت نه؟

عروسشان که به صحبت اين دو گوش می داد گفت چرا عشق نه؟ خانمان مملو از عشق و محبت خواهد شد.

شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بيايد. خانم به خارج خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.

۲ نفر ديگر نيز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت: من فقط عشق را دعوت کردم!

يکی از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و يا موفقيت را دعوت می کرديد، ۲ نفر ديگرمان اينجا می ماند. ولی هرجا عشق برود، ما هم او را دنبال می کنيم.

سعید  نظر بدهید!

مجنون !

مجنون هنگام راه رفتن کسي را به جز ليلي نمي ديد روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم .
 
برگرفته ار وبلاگ شیطونک ها

سعید  نظر بدهید!

چگونه یک راننده زن را تشخیص دهیم؟

1) اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!

2) اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!

3) وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه!

4) وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! (البته این یکی در مورد خانوم ها صدق نمیکنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن)

5) وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن!
 
آقایون لطفاْ اون لبخند رو از صورتتون پاک کنید!!!!!!.....

سعید  نظر بدهید!

درگذشت خسرو شکیبایی...

خسرو شکیبایی بازیگر توانای عرصه سینما و تلویزیون در سن ۶۴ سالگی بر اثر بیماری امروز مورخ ۲۸/۰۴/۸۷  ساعت ۹ صبح در بیمارستان پارسیان تهران دار فانی را وداع گفت.

دهمين جشن دنياي تصوير
(عكس: يلدا ذبيحي)

روحش شاد و یادش گرامی...

ناهید  نظر بدهید!

خداوند

خداوند بی نهایت است و لامکان و لازمان.

اما به قدر فهم تو کوچک میشود،

و به قدر نیاز تو فرود می اید،

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

یتیمان را پدرمی شود

محتاجان برادری را برادر می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را در راه نور می شود

رزمندگان را شمشیر می شود

پیران را عصا می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز میشود، همه کس را...

به شرط اعتقاد به پاکی دل

به شرط پرهیز از معامل با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغز هایتان را از هر اندیشه ی خلاف

و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک

و دست هایتان را از هر الودگی در بازار

و بپرهیزد از ناجوانمردی ها و نا راستی ها ،نا مردمی ها و...

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه :

بر سر سفره ی شما با کاسه ا ی خوراک و تکه ای نان مینشیند

در دکان شما کفه های ترازو هایتان را میزان می کند

و در کوچه های خلوت شب با شما اواز می خواند

             مگر از زندگی چه میخواهید که درخدایی خدا یافت نمیشود؟؟؟

 

سعید  نظر بدهید!

بيچاره دخترا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!

 

 اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!

 

اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!

 

اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!

 

 اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!

 

 اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!

 

اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!

 

اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود!

 

 اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!

 

 اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!

 

 اگه با تلفن کارتي حرف بزنن میگن زنگ زده به دوست

 

پسرش...

 

سعید  نظر بدهید!

ایران باستان

ایا میدانید: کلمه شاه راه از راهی که کورش کبیر بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است.

 

آیا میدانید: کورش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد.

 

آیا میدانید: کورش پس از فتح بابل به مبعد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشتو در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد.

 

آیا میدانید: اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش کبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد.

 

آیا میدانید: دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت،ساخته شد.

 

آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

 

آیا میدانید: کمبوجیه فرزند کورش به دلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عضر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پردخته بود، با 250 سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و به دلیل آمدن قحطی در مصر مقدار بسیار زیادی غله وارد مصر کرد.اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد.او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

 

آیا میدانید: داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران را بر سر نهاد و برای همین مناسبت دو نوع سکه طرح دار با نام داریک (طلا) و سیکو (نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد.

 

آیا میدانید: داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سواد آموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعد ها خط پهلوی نام گرفت.(داریوش به حق مطعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلوتر از خود می اندیشید)

 

آیا میدانید: داریوش در پاییز و زمستان 518- 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری به روی کاغذ آورد.

 

آیا میدانید: دایوش پس از تصرف بابل 25000 یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد.

 

آیا میدانید: داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاه راه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.

 

آیا میدانید: اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس سه سال طول کشید و کل ساخت کاخ؟؟ سال به طول انجامید.

 

آیا میدانید: داریوش برای ساخ کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25000 کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استاد کار هر 5 روز یک بار یک سکه طلا (داریک) میداده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن- کره- عسل و پنیر میداده است و هر ده روز یک بار استراحت داشتند.

 

آیا میدانید: داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا و مزد میداده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده.این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگرا نبه بیگاری مشغول بوده اند بدو نپرداخت مزد که با شلاغ نیز همراه بوده است.

 

آیا میدانید: تقویم کنونی (ماهی 30 روز ) به دستور داریوش پایه گزاری شد و او حیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی دنی تون بسیج کرده بود.بر طبق تقویم جدی داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است.

 

آیا میدانید: داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند.

 

آیا میدانید: داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه- وزارت آب- سازمان املاک- سازمان اطلاعات- سازمان پیت و تلگراف(چاپارخانه) را بنیان نهاد.

 

آیا میدانید: اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.

 

آیا میدانید: داریوش برای جلوگیری ارز قهطی آب در هندوستان که جزوی از امپراتوری ایران بوده سدی عظیم به روی رود سند بنا نهاد.

 

آیا میدانید: فیثا غورث که به دلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.

 

آیا میدانید: در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سر تا سر ایران بسط داد.او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت

سعید  نظر بدهید!

باران .

اه

ای خسته ترین قطره باران

چگونه خصلت باران شدن

را اموخته ای

که امید تو از جریان

نمی افتد

و با کدام فضیلت صنوبران

همتراز شد ه ای

که شعر دوری تو از زبان نمی افتد؟

سعید  نظر بدهید!

نکته ..

 

چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چيزي كه پس از آن آمد لبخند بزن

لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان توسط آن نگاه را وسعت داد

آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ، ناگهان ستاره اي چشمك زد..آفتابگردان سرش را پايين انداخت آري...گلها هيچ وقت خيانت نمي كنند

وقتي ناراحتيد از اينكه به چيزي كه مي خواستيد نرسيديد ، محكم باشيد و خوشحال.... خداوند در فكر

چيز بهتري براي شماست...

    

آرزویم این است

نتراورد اشکی در چشمان تو هرگز

مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ی هر روز

تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواه...

سعید  نظر بدهید!

دوستت دارم..

مهم نیست فردا چی میشه, مهم اینه که امروز دوستت دارم.
مهم نیست فردا کجایی, مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم.
مهم نیست که تا ابد با هم باشیم, مهم اینه که تا ابد دوستت دارم.
مهم نیست قسمت چیه, مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم.

 

ناهید  نظر بدهید!

عشقم عشقای قدیم !!

پیره مردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیره مرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: باید ازت عکسبرداری بشه تا جایی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.
پیره مرد غمگین شد. گفت عجله دارم و نیاز به عکس برداری نیست. پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.او گفت: زنم در خانه سالمندان است.هر روز به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود! پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیره مرد با اندوه گفت: خیلی متاسفم او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد!حتی مرا هم نمی شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیشه او می روید؟ پیره مرد با صدایی گرفته به آرامی گفت؟ اما من که می دانم او چه کسی است..!

عشقم عشقای قدیم..

کاش همه مردا این همه وفا دار بودن!!

ناهید  نظر بدهید!

اگه می خوای به زور ازدواج کنی ...

1- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که می‌گفتن: من اون دختر نارنج و

ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم.

2- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن

دورشون رو خط بکشید.

3- پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

4- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست

و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می‌سازن واستون.

5- در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع

می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

6- مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که

بعله ما هم هستیم.

7- سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و

پز بده که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...

8- تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه سرخ نشین و در برید،

در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.

9- عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشیدیه خورده به فکر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون...!

سعید  نظر بدهید!

70 آیا می دانید ..

70 آیا می دانید ..

1- سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.
2- خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.
3- كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.
4- هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.
5- مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر ...


 بقیه در ادامه مطلب

سعید  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

چرا نمی بینیم !!

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم

پر رنگها را میبینیم

سختها را میخواهیم

 

غافل از اینکه خوبها

آسان می آیند

بی رنگ می مانند

و بی صدا می روند

سعید  نظر بدهید!

مداد رنگی

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند..به جز مداد سفيد..هيچ کسي به او کار نمي داد..همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}..يک شب که مداد رنگي ها..توي سياهي کاغذ گم شده بودند..مداد سفيد تا صبح کار کرد..ماه کشيد..مهتاب کشيد..و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي..جاي خالي او...

منبع :http://pa2oogh.blogfa.com/

سعید  نظر بدهید!

درود بر کوروش

درود بر کوروش بزرگ و امپراتوري هخامنشي که پايه گذاران حقوق بشر در جهان بودند.


چنين گفت زرتشت:

عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش،

 به مهرباني مهر بورز، با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش.


سعید  نظر بدهید!

وقتي خدا زن را آفريد......

When God created woman he was working late on the 6th day

وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد.

An angel came by and said: “Why spend so much time on that one?”

یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنید؟

And the Lord answered:

خداوند فرمود:
“Have you seen all the specifications I have to meet to shape her?”                                                                       

آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او  بکار ببرم  اطلاع دارید؟

She must be washable, but not made of plastic, have more than 200 moving parts which all must be replaceable and she must function on all kinds of food, she must be able to embrace several kids at the same time, give a hug that can heal anything from a bruised knee to a broken heart and she must do all this with only two hands”.

او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی. او آنها را باید برای تولید انواع غذاها بکار ببرد، او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید. او باید تمام اینکارها را با دو دست خود انجام بدهد.

The angel was impressed.

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت.

“Just two hands....impossible!“

”فقط با دو دستش... این غیر ممکن است!“

And this is the standard model?!

و آیا این یک مدل استاندارد است؟

“Too much work for one day....wait until tomorrow and then complete her“.

”اینهمه کار برای یک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن

I will not”, said the Lord. “I am so close to complete this creation, which will be the favourite of my heart”.

خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد.

“She cures herself when sick and she can work 18 hours a day”.

وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند.

The angel came nearer and touched the woman.

فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد.

“But you have made her so soft, Lord”                                                                                                                     
”اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.“              
“She is soft", said the Lord, “But I have also made her strong. You can’t imagine what she can endure and overcome.“                                                                                                                                                                 

خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام.

نمی توانی تصور کنی که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.

“Can she think?" the angel asked. 

فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟

The Lord answered:

“Not only can she think, she can reason and negotiate.”

خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند.

The angel touched the womans cheek....

فرشته گونه های زن را لمس کرد.

“Lord, it seems this creation is leaking! You have put too many burdens on her.” 

” خدایا، بنظر می رسد این موجود چکه می کند! شما  مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای.“

“She is not leaking....it’s a tear” the lord

corrected the angel

”او چکه نمی کند.... این اشک است“ خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد.

“What’s it for?" asked the angel.

فرشته پرسید ”این اشک به چه کار می آید؟“

And the Lord said:

“Tears are her way of expressing grief, her doubts,  her love, her loneliness, her suffering and her pride.”

و خداوند فرمود:

”اشکها وسیله او برای بیان غم هاو تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها و غرور اش است.“

This made a big impression on the angel; “Lord, you are genius.

You thought of everything. The woman is indeed marvellous!”

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت ”خدایا تو نابغه ای. تو فکر همه چیز را کرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.“

Indeed she is!

Woman has strengths that amazes man. She can handle trouble and carry heavy burdens.

آری او واقعاًشگفت انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده می کند. او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد.

 She holds happiness, love and opinions.

She smiles when feeling like screaming.

او شادی، عشق و  اندیشه را با هم دارد. او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد.

She sings when she feels like crying, crys when she is happy and laughs when she is afraid.

او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، وقتی که خوشحال است گریه می کند و وقتی که ترسیده است  می خندد.

She fights for what she belives in.

Stand up against injustice.

او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد.

She doesn't take no for an answer, when she can see a better solution. She gives herself so her family can thrive. She takes her friend to the doctor if she is afraid.

وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه ”نه“ استفاده نمی کند. او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد.

Her love is unconditional.

عشق او مطلق و بدون قید و شرط است.

She cries when her kids are victorious. She is happy when her friends do well.

She is glad when she hears of a birth or a wedding.

وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند.  و از اینکه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود.

او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

Her heart is broken when a next of kin or friend dies.

وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.

But she finds the strength to get on with life.

ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد.

She knows that a kiss and a hug can heal a broken heart.

او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

There is only one thing wrong with her

او فقط یک اشکال دارد.

She forgets what she is

worth...

فراموش می کند که او چه ارزشی دارد...

بهار  نظر بدهید!

پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی دیر کرده است.
گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است!
خندید به سادگیم آیینه و گفت : او احساس پاک تو را زنجیر کرده است.
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی!
گفت : خوابی... سالهاست که دیر کرده است....
در آیینه به خود نگاه می کنم ....آه ... عشق او عجیب مرا پیر کرده است....
راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است!!!
اما من چه ساده...و چه خوش باور برای آمدنش به انتظار نشسته بودم... انتظاری عبث!
انتظار کار عاشقان است و من دلداده چه می کردم به جز انتظار؟
چشمانم هنوز به حلقه ی در خیره مانده اند ... نکند چشمانم خسته شوند ...نکند امشب هم خوابم ببرد ...
چه دیر پیدایش کردم ! قبل از این کجا بود؟ چطور گرفتارش شدم؟ چطور عاشقش شدم؟ چطور دلم را ربود؟
کی رفت؟ چرا رفت؟ کی می آید؟ اصلاً می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهار  نظر بدهید!

آخرين مطالب ارسالي
دو دوست..
عکس 3 بعدی !
هوش 3 تا مرد!
دکتر و مریض !!
تفاوت دخترا و پسرا ..
نشستن و کار نکردن !!!!
۵۰ سال بعد ، اخبار ساعت ۲۰:۳۰
قاب خالی ..
اگه پسرا نبودن ...
مرد رویایی و حس تازه . هلن
درباره وب
مقدس ترين كلمه خداوند ... زيباترين كلمه عشق ... پر احساس ترين كلمه محبت ... پر معني ترين كلمه نگاه ... عالي ترين كلمه دوستي ... تلخ ترين كلمه جدايي ...دردناك ترين كلمه خيانت ... بدترين كلمه تمسخر


management : saeid

ID : crystalboy_08

CRYSTAL BOY


آمار کاربران
 
چه کساني به ما لينک دادند؟

نوسندگان
سعید
بهار
ناهید

لينک دوستان
طالع بینی...کاریکاتور...طالع بینی ازدواج و..
دانلود نرم افزار و ...
fبرترین سایت تخصصی در زمینه : قیمت،مقایسه،نرم افزار و ... موبایل
صدای سکوت
کافه عکس
جدیدترین نسخه یاهو
تمامی آهنگهای ایرانی به همراه ..
گوگل مپ
تکچین
دریچه
تک موبایل
پییپا
هله له
B.T.k
اطلاعات موبایل..قیمت و نرم افزار
همه چیز درباره کامپیوتر و ...
مطالب جالب
آهنگهای سریال های تلویزیونی
ابزارهای رایگان
عشقولانه حیوانات
سایتی پر از عکس
عكس بازيگران و خواننده ها
قیمت روز انواع گوشی موبایل و ...
عکسهاي زيبا از سريالهاي تلوزيون
همه چی از کامپیوتر و اینترنت
سایت رسمی سپیده
سایت رسمی اسی
سایت رسمی اندی
سایت رسمی آرش
سایت رسمی دی جی علی گیتور
سایت رسمی داریوش
سایت رسمی جمشید
سایت رسمی رضا صادقی
سایت رسمی سیاوش قمیشی
سایت رسمی سعید محمدی
سایت رسمی شادمهر عقیلی
سایت رسمی شهرزاد
سایت رسمی شهرام k
سایت رسمی شهره
سایت رسمی فرامرز اصلانی
سایت رسمی فرشید امین
سایت رسمی کامران و هومن
سایت رسمی گوگوش
سایت رسمی منصور
بهترین جکها
دانلود نرم افزار و بازی موبایل و کامپیوتر
پسر دخترا بیا تو ...
پسران آفتاب
ثبت دامنه رایگان
شیطونکها
sms عاشقانه
دانلود رپ و پاپ
music3ot
شیطون بلا
قالب وبلاگ

بخش ويژه

صفحه اصلي  |  آرشيو |  لينکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ